آریا بانو

آخرين مطالب

غش کردن‌های مصدق ساختگی بود؟/ او در دوران نخست‌وزیری هیچ حقوقی نمی‌گرفت سیاسی

غش کردن‌های مصدق ساختگی بود؟/ او در دوران نخست‌وزیری هیچ حقوقی نمی‌گرفت
  بزرگنمايي:

آریا بانو - مرحوم دکتر مصدق موقوفه‌ مادری داشتند به نام موقوفه بیمارستان نجمیه. به شما عرض کنم که در میان هزاران متولی که در ایران داشتیم و ما بودجه‌های موقوفات آن‌ها و حساب‌های سالیانه‌ آن‌ها را بررسی می‌کردیم، هیچ موقوفه‌ای نظم و ترتیب و درستی موقوفه نجمیه را نداشت.

سحرگاه یکشنبه 14 اسفند 1345 تاریخ ایران یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های خود را در حصر خانگی از دست داد، دکتر محمد مصدق، رهبر بلامنازع ملی شدن صنعت نفت ایران. او از 12 مرداد 1335 و پس از تحمل سه سال حبس مجرد روانه حصر خانگی در قلعه احمدآباد شده و وقتی در تبعیدگاه چشم از جهان فروبست، درست ده سال بود که به این انزوای اجباری تن داده بود.
منتقدانش اظهار می‌دارند دکتر مصدق در بزنگاه‌های حساس تظاهر به غش و ضعف می‌کرد و تقریبا همگی بر این امر اتفاق نظر دارند که او مخصوصا و فقط برای گریز از موقعیت سختی که در آن واقع شده بود تمارض می‌کرد. این اتفاق در ملاقات مصدق با شاه، در سفرش به آمریکا، در دادگاه نظامی و... چندین و چند بار رخ داد.
نکته دیگری که به‌ویژه امروز مخالفان لیبرال مصدق بر آن پای می‌فشرند و مصدق را به خاطرش مورد نکوهش قرار می‌دهند، مخالفت او با توافق بود و این‌که او مذاکره را برای مذاکره انجام می‌داد و اصلا نمی‌خواست در زمینه نفت به توافقی با آمریکا دست یابد.
دکتر کریم سنجابی وزیر آموزش دولت مصدق و رهبر فقید جبهه ملی ایران در گفت‌وگو با پروژه تاریخ شفاهی هاروارد وقتی درباره ویژگی‌های شخصی دکتر مصدق مورد پرسش واقع می‌شود ضمن پاسخ به این دو مورد، به پاکدستی حیرت‌انگیز مصدق نیز اشاره می‌کند، در ادامه روایت او را می‌خوانیم:
با درآمد شخصی‌اش زندگی می‌کرد
[دکتر مصدق] به عنوان انسان یک مرد درستکار، پاکدامن، منظم بود. درستی در ارتباط با اشخاص، در معاملات، در خدمات سیاسی و اداری از صفات ثابت او بود. بنده به خاطر دارم در زمانی که معاون و کفیل اداره‌ کل اوقاف بودم، مرحوم دکتر مصدق موقوفه‌ مادری داشتند به نام موقوفه بیمارستان نجمیه. به شما عرض کنم که در میان هزاران متولی که در ایران داشتیم و ما بودجه‌های موقوفات آن‌ها و حساب‌های سالیانه‌ آن‌ها را بررسی می‌کردیم، هیچ موقوفه‌ای نظم و ترتیب و درستی موقوفه نجمیه را نداشت.
کتابچه‌ سالیانه حساب او منظم‌ترین و مرتب‌ترین کتابچه‌های حساب بود که خود او حتی از دریافت حق‌التولیه قانونی‌اش هم خودداری می‌کرد. می‌دانید که مصدق در دوران وکالتش حقوق نمی‌گرفت. در دوران نخست‌وزیری‌اش هم حقوق نمی‌گرفت و با درآمد شخصی‌اش زندگی می‌کرد. درستی‌اش و پاکدامنی‌اش در مورد اقتصادی و مالی از صفات برجسته‌اش بود و شاهد آن محبوبیتی بود که به عنوان مالک در ده احمدآباد در میان کشاورزان آن‌جا داشت که هنوز هم خاطره‌ وی را به عنوان مالک و ارباب گرامی می‌دارند.
تشنج‌های او ساختگی نبود
دیگر آن‌که مصدق مردی فوق‌العاده شجاع و یک‌دنده بود. موقعی که لازم می‌شد یک حرفی را بزند، حرفش را می‌زد، از هیچ چیز و از هیچ‌کس باک نداشت. نکته‌ای که درباره‌ی مصدق چه در خارج از ایران و چه در ایران مخالفان او گاهی به صورت تمسخر و گاهی به عنوان بیماری به آن اشاره می‌کردند، حالت تشنج و حساسیتی بود که گاه‌گاه به او دست می‌داد و گریه و اشک‌ریزی می‌کرد. خیلی‌ها تصور می‌کنند که آن حالت‌ها ساختگی و به اصطلاح صحنه‌سازی سیاسی و نمایشی بوده است.
بنده باور نمی‌کنم، مصدق خیلی حساس بود. به خاطر دارم یک روزی که وزیر فرهنگ بودم برای امری که الان به خاطرم نیست یک ساعت یا دو ساعت قبل از ساعت تشکیل جلسه‌ هیأت وزرا به منزل آقای دکتر مصدق رفتم. چون هیأت وزرا هم همان‌جا تشکیل می‌شد. وقتی که وارد شدم، آقای دکتر مصدق نبود. یک ربع ساعت بعد آمد، وقتی که آمد دیدم تمام بدنش می‌لرزد و غرق عرق است و حالت لرز دارد، در حالی که تابستان بود.
به من گفت: «اجازه بدهید فعلاً بیفتم». ایشان را روی تختخوابش خواباندیم و چند تا پتو رویش انداختیم. وقتی که خواستم از اتاقش بیرون بروم و در را ببندم مرا صدا زد و گفت شما نروید و بمانید، نه در آن اتاق یعنی از منزل ایشان بیرون نروم. بنده ماندم. شاید نیم ساعت یا سه ربع ساعت گذشت و من با پرونده‌هایم مشغول بودم، دیدم پیشخدمت آمد گفت: «آقا شما را می‌خواهند.» وقتی که داخل شدم دیدم لباسش را پوشیده، خیسی صورت و عرقش از بین رفته، تکیدگی و فرورفتگی صورتش زایل شده به حالت عادی و منظم آماده‌ کار است. گفتم آقا این چه بود؟
خلاصه این بود که به دربار رفته و با شاه صحبتش شده بود. چه گفته و چه شنیده بود، بنده نمی‌دانم. ولی می‌دانم بر اثر همان بود که آن حالت به او دست داده بود.
بعد خود او به من گفت: «من احوال عجیبی دارم. گاهی شده است که در زمستان به قدری بدنم گرم می‌شود که نمی‌توانم میان اتاق بخوابم و باید بیرون از اتاق به ایوان سقف‌داری بروم که بتوانم بخوابم. برعکس، گاهی در تابستان دچار لرز می‌شوم که باید با پتو مرا بپوشانند.» این حرفی بود که خود مصدق برای من زد.
بنابراین، این‌که در احوال هیجانی وقتی که از مظالم و خیانت‌ها و سرسپردگی‌های کارگردانان داخلی و توطئه‌های پلید سیاست‌های خارجی سخن می‌راند و فقر و استیصال و اسارت مردم ایران را تشریح می‌کرد، چنین کیفیاتی به او دست بدهد و از خود بی‌خود بشود، هیچ غیرطبیعی نبود.
مصدق بسیار وطن‌دوست بود، اما برخلاف آن‌که بعضی از روزنامه‌های خارجی و بعضی از انتشارات آمریکایی گفته‌اند، گزنوفوب یعنی دشمن خارجی نبود و اعتقاد کامل داشت که ما باید با خارجی‌ها ارتباط و همکاری داشته باشیم. در عین این‌که او عامل اصلی و اساسی درماندگی و بیچارگی و فساد ایران را مربوط به انگلیس‌ها می‌دانست. او این عقیده را داشت و این فکر تنها منحصر به او نبود، در جامعه‌ی ایران هم این عقیده را داشتند. (نوار شماره 15 هیجدهم اکتبر 1983 [26 مهر 1362] کالیفرنیا)

لینک کوتاه:
https://www.aryabanoo.ir/Fa/News/1368392/

نظرات شما

ارسال دیدگاه

Protected by FormShield
مخاطبان عزیز به اطلاع می رساند: از این پس با های لایت کردن هر واژه ای در متن خبر می توانید از امکان جستجوی آن عبارت یا واژه در ویکی پدیا و نیز آرشیو این پایگاه بهره مند شوید. این امکان برای اولین بار در پایگاه های خبری - تحلیلی گروه رسانه ای آریا برای مخاطبان عزیز ارائه می شود. امیدواریم این تحول نو در جهت دانش افزایی خوانندگان مفید باشد.

ساير مطالب

استانی که رتبه نخست سفرهای نوروزی را کسب کرد

هنرنمایی با منگنه

لرستان سرزمین هزار آبشار

طرز تهیه دسر کارامل لایه ای

تغذیه مناسب برای حفظ سلامت کلیه‌ها

کودکان را از نمایشی شدن در فضای مجازی نجات دهیم

قاره آمریکای شمالی در حال از دست دادن سنگ‌های زیرین خود است

داستانک/ حسرت

دبیر: تمام قهرمانان المپیک ما زیرگیر بودند

دین محمدی: درخواست می کنم اگر راهی دارد نوراللهی هم کوتاه بیایید و عذرخواهی کند

دین محمدی: اگر از نکونام حمایت می شد وضعیت استقلال بهتر بود

دین محمدی: تراکتور شانس زیادی برای قهرمانی دارد

حمله علی کریمی به ناکامی 13 ماهه

کارگردان آمریکایی: ردپای سیا در پرونده ترور کندی قابل‌رویت است

وسط اون‌همه بدبختی فقط تو دلخوشیم بودی

واسه من پاپوش درست می‌کنی؟ یقین تو خسرویی

گرفتگی عضلات نشانه کمبود این مواد معدنی در بدن است

گوناگون/ دو نهنگ عنبر، غواصی را از چنگ کوسه نجات دادند!

این بقچه های گوگولی رو واسه بچه ها درست کنین

عین آب خوردن این کاردستی زیبا رو بساز

یک شب باشکوه برای مچ‌گیری

یک جن ایده آل برای ازدواج!

اجرای زیبای آهنگ معین در برنامه «صداتو»

دستور ویژه رئیس‌جمهور برای تسریع در بازسازی خط انتقال آب به استان یزد

مراجعه 4 میلیون بیمار به اورژانس‌های کشور در نوروز امسال

طرز تهیه مافین مرغ

اگر دماغت چاق نیست مراقب داغ شدن مغزت باش/ نشانه‌های داغ کردن مغز چیست؟

با فرزندت این کاردستی رو درست کن

آیا روزگاری حیات روی سیاره زهره وجود داشته؟

رمان «آبیسم» را برای آگاهی‌رسانی درباره اوتیسم نوشتم

فینال کوپا دل ری؛ جنجال رئال در راه است

محرومیت بی‌سابقه در انتظار مورینیو

مجازات رئال؛ سرنخ‌های پرونده بلینگام

از اول هم می‌دانستم اینتر برنده نمی‌شود

پیام رختکن رئال پس از صعود بارسا به فینال

حکم نهایی اولمو اعلام شد

امان از دست دلبری‌های میرطاهر

کری خوانی جالب خانم نوروزی ملقب به مادربزرگ استقلالی ها برای محسن کیایی مجری طرفدار پرسپولیس

چگونه از وانت به بنز برسیم؟

معاون پزشکیان در برزیل درخت کاشت

صدور هشدار نارنجی؛ اداره کل هواشناسی تهران اطلاعیه داد

گوناگون/ زندگی در خانه‌های صخره‌ای عجیب

4گوشه دنیا/ مزرعه ای وسط یک شهرک مسکونی

فواید اعجاب انگیز «جادوگر قرمز»

حشراتی که از کابوس‌ها بیرون آمده‌اند!

عشق تو همچون افقی بی انتهاست

کابوس اینتر؛ مصدومیت طولانی ستاره محبوب اینزاگی

17 و 18 فروردین؛ برگزاری انتخابی کاراته آقایان و بانوان

اعتراض باشگاه مس رفسنجان به تصمیم فدراسیون فوتبال

بیانیه پرسپولیس علیه فدراسیون فوتبال؛ ما هنوز زنده‌ایم!